تبليغاتX
♀دُختَــ ـری بـ ـا طَعـ ـمِــ اسپــرسـو


♀دُختَــ ـری بـ ـا طَعـ ـمِــ اسپــرسـو

روزها پر و خالے میشوند مثل فنجان هاےقهوه در کــافه هاےبعد از ظهر...

صبح كه بيدار شدم احساس سبكي عجيبي داشتم
فكرشو كه كردم ديدم بخاطر پايان كابوسه
ديگه فقط آسيا مونده و يه تركيب ثابت و تمركز بالا
حالا ديگه وقتشه كه پرسپوليس حسرتي كه ديشب همه با ديدن جام تو دست سپاهان خوردن رو از دل هواداراش در بياره
پس پيش به سوي جنگ آسيا
بايد آسيا امسال سرخ بشه
پرسپوليس اول بشي آخر بشي عاشقتيم(امسال ثابت كرديم)

ای جوووووونم.۳تا جادوگر(علی کریمی..هاوش کریمی..هیرسا کریمی)

 

 

 

دمه همه دخترای پرسپولیسی گرم .......

این عکسا پنج شنبه ۲۱/۲/۹۱ توی فرودگاه اهواز گرفته شده..

ای جوووووونم شیث باغیرت و مردمی...

 

جادوگــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر

 

تاريخ شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391سـاعت 22:56 نويسنده رزیـ ـتـ ـا| |
i413141_11.gif (242×58)
ميلاد...ميلاد...ميلاد...

امروز تصميم گرفتم هيچي برات ننويسم...

کلمه اي هست که بتونه احساسات ضد و نقيض منو نشون بده...؟

جمله اي هست که بتونم تولدتو باهاش تبريک بگم ؟

فردا تولدته...

روزيه که تو بدنيا اومدي...

و فقط روز بدنيا اومدن تو نبود...

روزي که جهان معني زنده بودنو فهميد...

روزي که خورشيد معني تابيدنو فهميد... ابرها باريدنو ياد گرفتن... رنگين کمون تازه

دونست چجوري متولد بشه...

از روي نبض نفساي تو...

دريا فهميد آرامش يعني چي... آرامش يعني :

تپش هاي قلب تو...

روزي که عاشق تازه معني نياز رو فهميد...

روزي که جهان دوباره متولد شد... روزي که با اولين نفساي تو ، زندگي توي رگهاي

دنيا جاري شد... تنها لحظه اي که ميتونم قسم بخورم پاک بود... پاک پاک پاک...

هيچ گناهي نميتونست توش انجام بشه... 

اين تنها بيت شعريه که حس ميکنم هر کلمه اش براي تو سروده شده...

 

"آه هستي جز تمناي تو نيست ... آه لذت جز تماشاي تو نيست

يه نفس دور از تو باشم مرده ام ،

زندگي جز مرگ در پاي تو نيست"

 

 

واي عزيز من اصلا نميدونم چي بگم و چي بخوام و...

اصلا تو حال خودم نيستم...

چند دقیقه ديگه دوازدهمين ضربه نيمه شب نواخته ميشه

و وارد روز چهارم ارديبهشت ميشيم...

من ديگه بايد برم... چشمام داره کم کم روی هم ميفته ...

فکر کنم اثر قرصايي که خوردم باشه...

اونقدر خوردم که بيست و چهار ساعت فقط بخوابم و بخوابم و بخوابم و عذاب نکشم...

عذاب از اين که حس کنم نيست... يا در واقع من نيستم...

نيستم تا برق چشماشو تو روز تولدش ببينم...

نيستم تا تولدشو بهش تبريک بگم...

نيستم تا خجالت بکشم از اينکه کادويي در شان روز تولدش براش نياوردم...

دارم ميميرم ديگه هيچي حس نميکنم... هيچي...

 

 

عشق من، گلم، عروسک، روز ميلادت مبارک

آرزو دارم سلامت زنده باشي تا قيامت

الهي بشه بتونم قدر عشقتو بدونم

دوست دارم باشي و باشم تا ابد پيشت بمونم

دوست دارم ستاره هارو دونه دونه عاشقونه

بيارم پيشکش چشمات چشماي که مهربونه

اين منم هميشه تنها ميخوامت قد يه دنيا

من مثل يه کويري خشکم اون تويي هميشه دريا

دوست دارم برات يه خونه با ترانه هام بسازم

دوست دارم هرچي که دارم پاي عشق تو ببازم......


 

تاريخ یکشنبه سوم اردیبهشت 1391سـاعت 23:45 نويسنده رزیـ ـتـ ـا| |
i413141_11.gif (242×58)
♀ali-hadis♂